آزادسازی نرخ برق میتواند هزینه تامین انرژی برای صنایع را بهطور قابل توجهی افزایش دهد و واحدهای تولیدی را به سمت خودتامینی سوق دهد.
روندی که در کنار تداوم قطعی برق، طی سالهای اخیر بهطور متوسط حدود ۳۰ درصد از حجم تولید صنایع بزرگ، کوچک و متوسط کاسته و در برخی مناطق و واحدها این افت حتی از این میزان نیز فراتر رفته است. به طورکلی میتوان گفت تامین برق برای صنایع در حال تبدیل شدن به یکی از مهمترین مولفههای هزینه و استمرار تولید است. در شرایطی که موضوع محاسبه آزاد نرخ برق مطرح شده، واحدهای تولیدی با این پرسش جدی مواجهاند که آیا خرید برق از بورس انرژی همچنان از نظر اقتصادی توجیهپذیر خواهد بود یا آنکه ایجاد واحدهای خودتامین برق به گزینهای اجتنابناپذیر برای تداوم فعالیت تولیدی تبدیل میشود.
از سوی دیگر اگر دولت قصد داشته باشد نرخ برق را بهصورت آزاد محاسبه کند، هزینه تامین برق برای واحدهای تولیدی بهمراتب بیشتر از ارقام فعلی خواهد شد. بنابراین، واحدهای تولیدی ناگزیر خواهند بود به سمت تامین انرژی بهصورت خودتامین حرکت کنند.
این نکته را نیر باید مورد توجه قرار داد که در حال حاضر، چهار راهکار اصلی پیشروی صنایع برای تامین برق قرار دارد. نخست، تامین برق مورد نیاز از طریق احداث نیروگاههای خورشیدی و نصب سلولهای خورشیدی؛ دوم، استفاده از برق شبکه در زمانهایی که محدودیت یا قطعی برق وجود ندارد؛ سوم، بهرهگیری از سهمیهها یا تعرفههای ترجیحی با هدف دستیابی به نرخهای پایینتر؛ و چهارم، خرید مستقیم برق مورد نیاز از طریق بورس انرژی.
واحدهای تولیدی نیز با توجه به شرایط، ظرفیت تولید، میزان مصرف و موقعیت خود، میتوانند از یک یا ترکیبی از این راهکارها برای تامین برق مورد نیاز خود استفاده کنند.
قطعی برق؛ فشار مستقیم بر تولید
در کنار مسئله هزینه تامین برق، محدودیتها و قطعیهای برق در سالهای اخیر و تداوم این شرایط در سال جاری، فشار مستقیمی بر تولید صنایع وارد کرده است. این محدودیتها که در سالهای اخیر تجربه شده و امسال نیز همانند سالهای گذشته تداوم یافته است، تأثیر قابل توجهی بر میزان تولید داشته است.
ارزیابیها نشان میدهد که قطعی برق و انرژی بهطور متوسط حدود ۳۰ درصد بر حجم تولیدات صنایع بزرگ، کوچک و متوسط اثر منفی گذاشته و موجب کاهش تولید در این مقیاس شده است. در برخی مناطق و واحدها، این تاثیر حتی از ۳۰ درصد نیز فراتر رفته است.
این میزان کاهش تولید، تنها یک اختلال مقطعی در فرآیند فعالیت واحدهای صنعتی نیست، بلکه نشاندهنده اثر مستقیم ناترازی انرژی بر ظرفیت تولید و اقتصاد بنگاههاست؛ موضوعی که اهمیت تامین پایدار برق و تنوعبخشی به سبد انرژی صنایع را بیش از گذشته برجسته کرده است.
وابستگی بالای صنعت به گاز
ایجاد تنوع در سبد سوخت در بسیاری از کشورها در حالی است که در کشور ما برخلاف بسیاری از کشورهای جهان که انرژی مورد نیاز صنایع خود را از ترکیب متوازنی شامل زغالسنگ، حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد، گاز، حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد، نیروگاههای سیکل ترکیبی، آبی و تجدیدپذیر تامین میکنند، در کشور ما بیش از ۶۰ تا ۷۰ درصد وابستگی به گاز وجود داشته و مابقی آن از نیروگاهها تامین شده است.
در چنین شرایطی، صنعت با دو مسئله همزمان مواجه است: از یک سو، افزایش احتمالی هزینه برق در صورت آزادسازی نرخ و از سوی دیگر، محدودیت در دسترسی پایدار به انرژی. مجموعه این عوامل، واحدهای تولیدی را بیش از گذشته به سمت یافتن راهکارهای جایگزین، از توسعه نیروگاههای خورشیدی و استفاده از برق شبکه گرفته تا بهرهگیری از تعرفههای ترجیحی و خرید برق از بورس انرژی، سوق داده است.
در نهایت، انتخاب میان این گزینهها برای هر واحد تولیدی به شرایط، ظرفیت تولید، میزان مصرف و موقعیت آن بستگی خواهد داشت؛ اما تداوم محدودیتهای انرژی و افزایش احتمالی هزینه تامین برق، خودتامینی انرژی را به یکی از گزینههای مهم پیشروی صنایع تبدیل کرده است.
