به گزارش برق مدیا، توقف صادرات برق به عراق، تمدید قرارداد فروش برق به افغانستان، مذاکرات برای افزایش واردات برق از جمهوری آذربایجان و برنامه اتصال شبکه برق ایران به روسیه از مسیر آذربایجان، چهار تحول مهمی هستند که تصویری تازه از روند تجارت برق ایران و چشمانداز همکاریهای منطقهای این کشور در حوزه انرژی ترسیم میکنند.
تغییر در مناسبات تجارت برق ایران در حالی شکل گرفته که ایران در سالهای اخیر در کنار تامین نیاز داخلی، برق خود را به چند کشور همسایه صادر میکرد، اما در حال حاضر با محدودیتهای بیشتری در عرضه پایدار برق مواجه است و در برخی دورهها ناچار شده برای مدیریت شبکه، واردات را در اولویت قرار دهد. اما متولیان این بخش سعی کردهاند سیاست توسعه روابط انرژی با کشورهای همسایه متوقف نشود و قراردادها و مذاکرات تازهای در مسیر گسترش صادرات و واردات برق را پیگیری کنند.
با این حال، برای ارزیابی دقیق این تحولات باید میان قراردادهای منعقدشده، مذاکرات در جریان، ظرفیت انتقال و میزان واقعی برق مبادلهشده تفاوت قائل شد. چراکه اعلام ظرفیت چندصد مگاواتی یک خط انتقال، به معنای صادرات یا واردات همین میزان برق در تمام ساعات سال نیست؛ همانطور که توافق برای افزایش صادرات نیز تا زمانی که به تحویل واقعی برق منجر نشود، نمیتواند بهعنوان افزایش قطعی صادرات در آمار سالانه ثبت شود.
بیش از یک سال است که موضوع اتصال شبکههای برق ایران و روسیه از طریق جمهوری آذربایجان مطرح است و همچنان گفته میشود طرح اتصال و سنکرون شبکههای برق ایران، جمهوری آذربایجان و روسیه در چارچوب توسعه تبادلات منطقهای در حال پیگیری است و در گام نخست، امکان بهرهبرداری از ظرفیت حدود ۳۰۰ مگاوات با استفاده از زیرساختهای موجود وجود دارد و هدف نهایی، توسعه این مسیر و ایجاد امکان تبادل گستردهتر برق میان سه کشور و حرکت به سمت تجارت چندجانبه برق است.
افغانستان؛ حفظ بازار صادراتی و مذاکره برای افزایش فروش برق
بررسی مذاکرات جدید ایران در توسعه بازارهای صادراتی نشان میدهد، افغانستان یکی از بازارهای مهم صادرات برق ایران به شمار میرود. محدودیت ظرفیت تولید داخلی و نیاز این کشور به تامین برق از کشورهای همسایه، زمینه همکاری مستمر تهران و کابل را فراهم کرده است. در ماههای اخیر نیز خبرهایی درباره تمدید قرارداد خرید برق افغانستان از ایران و مذاکرات برای افزایش صادرات منتشر شده که نشان میدهد این بازار همچنان در سیاست تجارت برق ایران اهمیت دارد.
در ۱۸ فوریه ۲۰۲۶، شرکت برق افغانستان، برشنا، از تمدید قرارداد واردات برق از ایران برای سال ۱۴۰۵ خبر داد. این توافق در جریان سفر هیاتی از شرکت برشنا به تهران و مذاکرات با مقامهای صنعت برق ایران انجام شد.
در ادامه این روند، در اکتبر ۲۰۲۶، موضوع افزایش صادرات برق ایران به افغانستان تا حدود ۲ هزار مگاوات نیز مطرح شد. این موضوع در جریان دیدار عباس علیآبادی، وزیر نیروی ایران، با مقامهای افغانستان مورد بحث قرار گرفت.
از منظر اقتصادی، حفظ بازار افغانستان برای ایران از اهمیت بسیاری برخوردار است؛ زیرا تنوعبخشی به مقصدهای صادراتی میتواند وابستگی به یک بازار خاص را کاهش دهد. با این حال، گسترش صادرات به افغانستان نیز به توان تولید برق مازاد در ایران وابسته است. اگر ناترازی داخلی کاهش پیدا نکند و فاصله تولید و مصرف همچنان قابل توجه باشد، قراردادهای صادراتی به معنای صادرات واقعی و گسترش بازارهای برونمرزی نخواهد بود.
آذربایجان و روسیه؛ ایران به دنبال مسیر تازهای برای تامین برق
در کنار توسعه بازارهای صادراتی، ایران در حال پیگیری برنامههایی برای افزایش واردات برق و گسترش ارتباط شبکه خود با کشورهای شمالی است. محور اصلی این برنامه، هماهنگسازی شبکههای برق ایران، جمهوری آذربایجان و روسیه و فراهمکردن امکان تبادل برق در مقیاس بزرگتر است.
در ژوئیه ۲۰۲۶، عباس علیآبادی، وزیر نیروی ایران، با سرگئی تسیویلیوف، وزیر انرژی روسیه، درباره هماهنگسازی شبکه برق دو کشور از مسیر جمهوری آذربایجان گفتوگو کرد و در این نشست طرفین بر تشکیل کارگروه مشترک برای پیگیری پروژههای مرتبط با اتصال شبکهها تاکید کردند.
یک روز بعد، معاون وزیر نیروی ایران از آزمایش زیرساختهای فنی مربوط به هماهنگسازی شبکه برق ایران و روسیه از مسیر آذربایجان خبر داد. طبق گزارش منتشرشده، ظرفیت تبادل در مرحله نخست ۳۰۰ مگاوات در نظر گرفته شده و در مراحل بعدی امکان افزایش آن به یکهزار مگاوات مطرح شده است.
این برنامه از نظر فنی و اقتصادی میتواند برای ایران اهمیت داشته باشد. الگوی فصلی مصرف برق در ایران و روسیه یکسان نیست؛ ایران معمولا در تابستان با اوج تقاضا روبهرو میشود، در حالی که در روسیه افزایش مصرف در فصل سرد نیز اهمیت زیادی دارد. تفاوت الگوی مصرف و تولید میتواند زمینه تبادل برق در دورههای مختلف سال را فراهم کند.
با این حال، اجرای چنین طرحی به چند عامل وابسته است، که در این خصوص میتوان به ظرفیت خطوط انتقال، توافق بر سر قیمت و شرایط خریدوفروش، هماهنگی فنی شبکهها، امکان تسویه مالی و تعیین میزان برق قابل تحویل در دورههای اوج مصرف اشاره کرد.
در این میان میتوان به این نکته اشاره کرد که ظرفیت ۳۰۰ مگاوات یا هدف یکهزار مگاواتی، معادل حجم واقعی واردات سالانه نیست. برای محاسبه حجم برق واردشده باید میزان استفاده از ظرفیت، مدت تبادل و انرژی تحویلی در هر دوره مشخص باشد.
آذربایجان؛ تغییر در مبادلات یا تغییر در موضع سیاسی؟
ارزیابیها نشان میدهد، جمهوری آذربایجان در راهبرد جدید تجارت برق ایران نقشی فراتر از یک خریدار یا فروشنده دارد. این کشور از یک سو با ایران مبادلات مستقیم برق دارد و از سوی دیگر، در طرح اتصال شبکه ایران به روسیه، مسیر مهمی برای انتقال و هماهنگی فنی محسوب میشود.
در سال جاری میلادی، وزارت انرژی جمهوری آذربایجان از دیدار مقامهای دو کشور و تداوم همکاریها در زمینه پروژههای مشترک برقآبی و صادرات برق خبر داده است.
بر اساس گزارش کمیته دولتی آمار جمهوری آذربایجان، در دو ماه نخست سال، حدود ۵٫۵۳۵ میلیون کیلوواتساعت برق از این کشور به ایران صادر شده و در مقابل، حدود ۲٫۶۱۳ میلیون کیلوواتساعت برق از ایران به جمهوری آذربایجان انتقال یافته است. همچنین، میزان صادرات برق این کشور در نیمه دوم سال میلادی به حدود ۲۴٫۵۳۵ میلیون کیلوواتساعت رسیده است که این آمار، در مجموع، از تداوم مبادلات برق میان دو کشور حکایت دارد.
در این زمینه میتوان به دیدار مدیرعامل شرکت توانیر با معاون وزیر انرژی جمهوری آذربایجان در سال جاری میلادی اشاره کرد؛ نشستی که در آن، موضوعاتی از جمله افزایش واردات برق از جمهوری آذربایجان، توسعه نیروگاههای برقآبی مشترک و اجرای مبادلات تهاتری گاز و برق مورد بحث قرار گرفت. همچنین، بر بررسی ظرفیتهای فنی و نقاط اتصال شبکههای برق دو کشور تاکید شد تا زمینه لازم برای توسعه مبادلات انرژی و گسترش همکاریهای دوجانبه فراهم شود.
این مذاکرات در شرایطی دنبال میشود که ایران با هدف تامین بخشی از نیاز خود در دورههای کمبود برق، به دنبال تقویت ظرفیت واردات از کشورهای همسایه است. از سوی دیگر، طرح اتصال شبکه برق ایران به روسیه از مسیر جمهوری آذربایجان میتواند جایگاه این کشور را در معادلات منطقهای انرژی ارتقا دهد و بر اهمیت همکاریهای سهجانبه در حوزه تجارت برق اضافه کند.
توقف صادرات به بزرگترین بازار سنتی برق ایران
از سوی دیگر، بررسیها نشان میدهد که عراق در سالهای گذشته یکی از مهمترین مقاصد صادرات برق ایران بوده است؛ کشوری که به دلیل محدودیت در تولید داخلی، برای تامین بخشی از نیاز خود به واردات برق از کشورهای همسایه وابستگی داشت. با این حال، صادرات برق ایران به عراق طی سالهای اخیر روندی نزولی را تجربه کرد و در سال ۲۰۲۶، خبر توقف این صادرات منتشر شد؛ تحولی که میتواند بر روند مبادلات انرژی دو کشور و جایگاه ایران در بازار برق عراق تاثیرگذار باشد.
کاهش صادرات به عراق تنها به ناترازی برق ایران مربوط نبود. مشکلات مالی و تحریمها نیز در تداوم مبادلات اثرگذار بودند. طبق گزارش EIA، در مارس ۲۰۲۵ معافیت تحریمی آمریکا برای واردات برق عراق از ایران لغو شد و عراق واردات برق از ایران را متوقف کرد.
این تحول از نظر تجاری اهمیت زیادی دارد؛ زیرا بازار عراق برای سالها یکی از مقصدهای اصلی فروش برق ایران بود. از دست رفتن یا محدودشدن این بازار میتواند درآمدهای صادراتی را کاهش دهد و ضرورت یافتن مقصدهای جایگزین را افزایش دهد.
واردات در برابر صادرات؛ آیا تراز برق ایران منفی شده است؟
دادههای منتشرشده درباره بهار ۱۴۰۴ نشان میدهد صادرات برق ایران در این فصل حدود ۵۶۲ میلیون کیلوواتساعت و واردات آن حدود ۸۶۶ میلیون کیلوواتساعت بوده است. بر این اساس، واردات در این دوره حدود ۳۰۴ میلیون کیلوواتساعت بیشتر از صادرات بوده است.
هرچند منفیبودن تراز تجارت برق در یک فصل به معنای منفیبودن تراز کل سال نیست. اما تجارت برق تحت تاثیر فصل، میزان مصرف داخلی، شرایط تولید نیروگاهها و توافقهای مرزی تغییر میکند. بنابراین، نتیجهگیری درباره وضعیت سالانه تنها با استفاده از آمار کامل و همدوره امکانپذیر است.
ظرفیت انتقال برق؛ هدفگذاری برای تبدیلشدن به هاب منطقهای
از سوی دیگر توسعه تجارت برق ایران تنها به قراردادهای دوجانبه محدود نمیشود. در برنامههای توسعه صنعت برق، افزایش ظرفیت تبادل با کشورهای همسایه و تقویت نقش ایران در تجارت منطقهای نیز مورد توجه قرار گرفته است.
گزارش پژوهشی «فرصتها و راهکارهای توسعه تجارت برق ایران» به هدفگذاری برنامه هفتم پیشرفت برای افزایش تبادل برق به ۲۰ میلیارد کیلوواتساعت در سال پایانی برنامه اشاره میکند. این گزارش ظرفیت خطوط انتقال برق ایران به کشورهای همسایه را حدود ۳٬۷۵۸ مگاوات و ظرفیت انتقالی در دست اجرا را حدود ۸۰۰ مگاوات برآورد کرده است.
این هدفگذاری نشان میدهد که توسعه تجارت برق در سیاستهای بخش انرژی جایگاه دارد؛ اما تحقق آن به عوامل متعددی وابسته است. افزایش ظرفیت خطوط انتقال، بدون وجود برق مازاد یا قراردادهای اقتصادی و پایدار، الزاما به رشد تجارت منجر نمیشود.
برای آنکه ایران بتواند همزمان بخشی از نیاز برقی را از واردات تامین کند و صادرات پایداری داشته باشد، باید چند شرط برقرار باشد؛ ظرفیت تولید قابل اتکا، توسعه شبکه انتقال، امکان پرداخت و تسویه بینالمللی، قیمتگذاری رقابتی و قراردادهایی که در دورههای اوج مصرف داخلی نیز قابل اجرا باشند.
