به گزارش برق مدیا، ماجرای برکناری غافلگیرانه و غیرحرفهای مهندس کامبیز ناظریان از مدیرعاملی شرکت توزیع نیروی برق تهران بزرگ آن هم در قالب جلسهای که با پوشش «هوشمندسازی شبکه» برگزار شد و ناگهان به عزل مدیریتی تغییر ماهیت داد، تنها یک جابهجایی ساده نیست؛ بلکه هشداری جدی درباره تسلط رویکردهای همشهریگرایانه بر مدیریت کلان صنعت برق است.
کارنامه درخشان در خط مقدم بحران و پاداشی از جنس بیاحترامی!
تناقض رفتار وزارت نیرو و شرکت توانیر در این پرونده به اوج خود رسیده است. کامبیز ناظریان مدیری است که سالها برای صنعت برق کشور زحمت کشیده، برنده چندین جشنواره شهید رجایی بوده و کارنامه او در عبور موفق و بدون بحران پایتخت از روزهای حساس، سنگین و امنیتی موسوم به «جنگ رمضان»، پیکهای پرفشار تابستان و ایام موسوم به «جنگ دوازدهروزه» که صدِ خود را برای صنعت برق گذاشته، بر هیچکس پوشیده نیست. چگونه ممکن است مدیری که همین چند هفته قبل به پاس عملکردش برای مدیریت بی حاشیه شبکه برق پایتخت، رسماً از سوی شخص وزیر نیرو لوح تقدیر دریافت کرده، ناگهان در حرکتی توهینآمیز و بدون اطلاع قبلی کنار گذاشته شود؟ این پارادوکس آشکار میان تشویق علنی و حذف مخفیانه، نشاندهنده حاکمیت آشفتگی راهبردی و تصمیمگیریهای پشتپرده در توانیر است.
افول حرفهایگری در روابط عمومی توانیر؛ از سانسور تصاویر تا شوآفهای رسانهای
عملکرد روابط عمومی شرکت توانیر در برگزاری این رویداد، استانداردهای حداکثری اطلاعرسانی را به سخیفترین شکل ممکن زیر پا گذاشت. انتشار شتابزده خبر عزل و نصب پیش از برگزاری تشریفات رسمی تودیع و معارفه، و سپس عقبنشینی منفعلانه و حذف خبر در پی بازتابهای منفی، توانیر را به سوژه مضحکه رسانهها تبدیل کرد. اوج این رویکرد غیرحرفهای و مقرضانه را میتوان در گزینش و حذف عامدانه تصاویر و نام مهندس کامبیز ناظریان در خبرها مشاهده کرد؛ مدیر باتجربهای که سالها در سنگر خدمت حضور داشته است، اما صرفاً تصویر مدیرعامل منتسب برجسته شد. این افتضاح رسانهای بار دیگر ثابت کرد که ترجیحِ مدیران توانیر بر حاشیهسازی، نمایشهای رسانهای و شوآفهای مکرر استوار است و فرسنگها با رویکرد مبتنی بر کار کارشناسی، اصولی و اساسی در صنعت برق فاصله دارد.
مضحکه انتصابات سفارشی؛ از سرپرستیهای چندساعته تا هزینهتراشی برای مقام عالی وزارت
ابعاد این مهرهچینیهای شتابزده زمانی ابعاد فاجعهباری به خود میگیرد که فرآیند متزلزلِ معرفی مهندس حسنبگلو به عنوان سرپرست (که با پست معاونت توزیع توانیر تنها فقط چند ساعت دوام داشت) و جایگزینی سریع آن با انتصاب آقای خدری را واکاوی کنیم. تبدیل ساختار اداری و اجرایی صنعت برق به زمین بازی تصمیمات سلیقهای و مدیریتهای آزمونوخطا، نشانه آشکاری از ضعف مفرط ساختاری است. تداوم این تصمیمات غیرحرفهای و هزینهآفرین در بدنه توانیر، بیش از هر چیز تاروپودِ مدیریتی وزارت نیرو را نشانه رفته و هزینههای گزافِ سیاسی و اجراییِ آن مستقیماً از اعتبار وزیر محترم نیرو مایه گذاشته میشود؛ روندی که اگر متوقف نشود، دودِ آن به چشم پایداری شبکه و منافع ملی خواهد رفت.
زمانسنجی فاجعهبار در آستانه بحران سوخت زمستانی
حتی اگر صلاح بر لزوم تغییرات مدیریتی باشد، کدام منطق مدیریتی حکم میکند که در آستانه زمستان، دقیقاً در شرایطی که شبکه برق تهران به عنوان مرکز ثقل سیاسی، اقتصادی و امنیتی کشور با تهدید افت فرکانس و کمبود شدید سوخت مایع و گاز مواجه است، سکاندار چنین شرکتی را بیبرنامه تغییر دهند. تأمین برق پایتخت، یک شرکت معمولی استانی نیست؛ مدیریت بار پایتخت نیاز به احاطه دقیق میدانی و تسلط به دیسپاچینگ و تابآوری شبکه دارد، نه آزمونوخطای مدیران سفارشی!
ردپای رویکرد انتصابات همشهریگرایانه در توانیر
این تغییرات نسنجیده نخستین بار نیست که صدای بدنه صنعت برق را درمیآورد. چیدمان زنجیرهای مدیران منسوب به یک جریان خاص جغرافیایی و فکری در استان و پایتخت، شائبه تلاش برای ایجاد حیاطخلوت و مهرهچینی بیقیدوشرط را تقویت کرده است. انتقال مهندس محمودی از توزیع اراک به مدیرعاملی شرکت توزیع نیروی برق استان تهران و خیرخواه به عنوان مدیرکل روابط عمومی دقیقاً با همین هدف انجام شد: نشاندن مدیرانی که به جای اتکا به استقلال فنی و بدنه تخصصی، کاملا گوشبهفرمان شخص مدیرعامل توانیر (الهداد) باشند. امروز نیز نوبت به تسخیر توزیع تهران بزرگ رسیده است تا این زنجیره تکمیل شود.
ریشههای بحران؛ استعفایی که دو ماه پیش زنگ خطر را به صدا درآورد!
سیاستهای یکجانبه و بیضابطه در مهرهچینیها، موضوع تازهای نیست و از ماهها قبل صدای اعتراض ارکان درونی توانیر را بلند کرده بود. استعفا و نامهنگاریهای اعتراضی دکتر قاسمی، معاون وقت منابع انسانی توانیر در حدود دو ماه گذشته، سندی زنده و غیرقابلانکار بر وجود نارضایتی عمیق از مداخلات سلیقهای، غیرفنی و منطقهای در ساختار نیروی انسانی بود؛ هشداری صریح از سوی متولی اصلی منابع انسانی شرکت مادرتخصصی نسبت به روندهای تحمیلی و غیرشفاف، که متأسفانه نادیده گرفته شد. اتفاقات امروز در توزیع برق تهران بزرگ نشان داد که آن استعفا یک اعتراض مقطعی نبود، بلکه پیشدرآمدی بر همین دستاندازیهای گروهی و حاکمیت تصمیمات پشتپردهای بود که امروز کارد را به استخوان بدنه تخصصی صنعت برق رسانده است.
از سوی دیگر، در شرایطی که وزیر محترم نیرو و معاون امور برق و انرژی باید تمام تمرکز خود را معطوف به مدیریت بحران زمستانی، تأمین سوخت و کارهای کلان شبکه کنند، متأسفانه شاهد آن هستیم که بروز چنین تنشهایی میان مدیریت توانیر و شرکتهای زیر مجموعه هزینهتراشی مضاعفی ایجاد کرده است.با این حال، با درایت وزیر محترم نیرو این موضوع مدیریت شد و با ورود مستقیم شخص وزیر و معاون برق ایشان، با برگزاری مراسم تکریم و تقدیر شایسته و بااحترام از خدمات ارزنده مدیرعامل سابق توزیع تهران بزرگ (آقای ناظریان)، حواشی ایجادشده به خوبی جمعبندی شد. با این وجود، انتظار میرفت مدیرعامل توانیر وظایف خود را به نحوی حرفهایتر به سرانجام میرساند تا سیستم ناچار به هزینهدادن برای اینگونه اقدامات نشود. «اکنون دستاندرکاران صنعت برق باید پاسخگوی پیامدهای این تصمیمات شتابزده و خطاهای فاحش مدیریتی باشند؛ راستی تاوانِ سنگینِ این بیثباتی، هدررفت سرمایه اجتماعی مدیران متخصص و ریسک ملموسِ خاموشی پایتخت در چله زمستان بر عهده کیست؟
شایسته است مدیران ارشد صنعت برق با پرهیز از رویکردهای محفلی، انتصابات خارج از ضابطه و اقدامات نمایشی، تمرکز خود را معطوف به شایستهسالاری و پایداری شبکه برق مردم نمایند؛ چرا که صنعت حیاتی برق کشور نیازمند ثبات، تدبیر و اجتناب از حاشیهسازی است.
